یلدا یعنی ....
یلدا یعنی یادمان باشد که زندگی آنقدر کوتاه است که یک دقیقه بیشتر با هم بودن را باید جشن گرفت
امیدوارم شب یلدا به همتون خوش بگذره
یلدا یعنی یادمان باشد که زندگی آنقدر کوتاه است که یک دقیقه بیشتر با هم بودن را باید جشن گرفت
امیدوارم شب یلدا به همتون خوش بگذره
ديروز شيطان را ديدم.درحوالي ميدان بساطش را پهن كرده بود،فريب
ميفروخت.مردم دورش جمع شده بودند،هياهو مي كردند و هول ميزدند
و بيشتر ميخواستند.توي بساطش همه چيز بود
،غرور،حرص،دروغ،خيانت،جاه طلبي و ...... هر كس چيزي ميخريد
و در ازايش چيزي ميداد.بعضي ها تكه اي از قلبشان را مي دادندو
بعضي ها پاره اي از روحشان را.بعضي ها ايمانشان را ميدادند و
بعضي ها ازادگيشان را ،شيطان ميخنديد و دهانش بوي گند جهنم
ميداد .حالم را بهم ميزد دلم ميخواست همه نفرتم را توي صورتش تف
كنم.انگار ذهنم را خوانده بود،مودبانه خنديد و گفت؛من كاري با كسي
ندارم فقط گوشه اي بساطم را پهن كردم و ارام نجوا ميكنم نه قيل وقال
ميكنم و نه كسي را مجبور مي كنم چيزي از من بخرد.ميبيني ادمها
خودشان دور من جمع شده اند.
جوابش را ندادم ان وقت سرش را نزديكتر اورد و گفت ؛البته تو با اينها
فرق ميكني ،تو زيركي و مومن.زيركي و ايمان ،ادم را نجات ميدهد
اينها ساده اند و گرسنهبه جاي هر چيزي فريب ميخورند.
از شيطان بدم مي امدامه حرفهايش شيرين بودگذاشتم كه حرفهايش را
بزند و او هي ميگفت و گفت و گفت .ساعتها كنار بساطش نشستم تا
اين كه چشممبه جعبه اي عبادت افتاد كه لا به لاي چيزهاي ديگر
بوددور از چشمهاي شيطان ان را برداشتم و توي جيبم گذاشتم با خودم
گفتم بگذار يكبار هم كه شده از شيطان چيزي بدزدم.بگذار يك بار هم او
فريب بخورد.به خانه امدم و در كوچك جعبه عبادت را باز كردم توي ان
اما جز غرور چيزي نبود جعبه عبادت از دستم افتاد و غرور در اتاق
ريخت .فریب خورده بودم َُُفریب.دستم را روی قلبم گذاشتم نبود!فهمیدم
که انرا کنار بساط شیطان جا گذاشته ام .تمام راه را دویدم تمان راه را
لعنتش کردم می خواستم یقه نامردش را بگیرم عبادت دروغیش را توی
سرش بکوبم و قلبم را پس بگیرم.به میدان رسیدم اما نبود.ان وقت
نشستم و های هایگریه کردم اشکهایم که تمام شد بلند شدم بلند شدم تا
بی دلی ام را با خود ببرم که صدایی شنیدم صدای قلبم را و همان جا بی
اختیار به سجده افتادم و زمین را بوسیدم به شکرانه قلبی که پیدا شده
بود........
منبع: http://hellboyroodsar.blogfa.com/
عظمت واقعی در آن نیست كه هرگز سقوط نكنیم ؛ بلكه در آن است كه هر بار سقوط كردیم، دوباره برخیزیم .آندره ژید.
براي پرشهاي بلند، گاهي نياز است چند گامي پس رويم.
نفهمی و نادانی سه نوع است : یکی آنکه انسان هیچ نداند ، دوم آنکه آنچه را که لازم است نداند ، و سوم آنکه آنچه را نباید بداند ، بداند .
آنکه پرنده نیست نباید بر پرتگاه آشیانه سازد.
"به رود زمزمه گر گوش کن که می خواند سرود رفتن و رفتن و بر نگشتن ها."


من به هيچ وجه خدا را لمس نكردم، ولي خدايی كه قابل لمس باشد كه ديگر خدا نيست. اگر هر دعايی را هم اجابت كند، همينطور. همانجا بود كه براي نخستين بار حدس زدم كه عظمت دعا بيش از هر چيز در اين امر نهفته است كه پاسخی به آن داده نمیشود و زشتی سوداگری را به اين مبادله راهی نيست. اين را هم دريافتم كه آموختن دعا، آموختن سكوت است و عشق فقط از جايی شروع میشود كه ديگر هيچ انتظاری برای گرفتن هيچ چيز وجود نداشته باشد. «عشق» تمرين «نيايش» است و «نيايش» تمرين «سكوت».