تبليغاتX
شبنم عشق
شبیه هیچ چیز و هیچ کس نیست

حس غریب و دوست داشتنی دوست داشتن

کاش ......... لیاقتش رو داشته باشیم

+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام مرداد 1390ساعت 21:48  توسط شبنم  | 

من می‌‌توانم خوب، بد، خائن، وفادار، فرشته‌خو یا شیطان‌ صفت باشم ،
من می توانم تو را دوست داشته یا ازتو متنفر باشم،
من می‌توانم سکوت کنم، نادان و یا دانا باشم،
چرا که من یک انسانم، و این‌ها صفات انسانى است.
و تو هم به یاد داشته باش:من نباید چیزى باشم که تو می‌خواهى ، من را خودم از خودم ساخته‌ام،
تو را دیگرى باید برایت بسازد و تو هم به یاد داشته باش
منى که من از خود ساخته‌ام، آمال من است،
تویى که تو از من می سازى آرزوهایت و یا کمبودهایت هستند.
لیاقت انسان‌ها کیفیت زندگى را تعیین می‌کند نه آرزوهایشان
و من متعهد نیستم که چیزى باشم که تو می‌خواهى
و تو هم می‌توانى انتخاب کنى که من را می‌خواهى یا نه
ولى نمی‌توانى انتخاب کنى که از من چه می‌خواهى.
می‌توانى دوستم داشته باشى همین گونه که هستم، و من هم.
می‌توانى از من متنفر باشى بى‌هیچ دلیلى و من هم ،
چرا که ما هر دو انسانیم.
این جهان مملو از انسان‌هاست ،
پس این جهان می‌تواند هر لحظه مالک احساسى جدید باشد.
تو نمی‌توانى برایم به قضاوت بنشینى و حکمی صادر کنی و من هم،
قضاوت و صدور حکم بر عهده نیروى ماورایى خداوندگار است.
دوستانم مرا همین گونه پیدا می کنند و می‌ستایند،
حسودان از من متنفرند ولى باز می‌ستایند،
دشمنانم کمر به نابودیم بسته‌اند و همچنان می‌ستایندم،
چرا که من اگر قابل ستایش نباشم نه دوستى خواهم داشت،
نه حسودى و نه دشمنى و نه حتی رقیبى،
من قابل ستایشم، و تو هم.
یادت باشد اگر چشمت به این دست نوشته افتاد
به خاطر بیاورى که آن‌هایى که هر روز می‌بینى و مراوده می‌کنى
همه انسان هستند و داراى خصوصیات یک انسان، با نقابى متفاوت،
اما همگى جایزالخطا.
نامت را انسانى باهوش بگذار اگر انسان‌ها را از پشت نقاب‌هاى متفاوتشان شناختى،
و یادت باشد که کارى نه چندان راحت است

+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم اردیبهشت 1390ساعت 17:51  توسط شبنم  | 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم اسفند 1389ساعت 21:7  توسط شبنم  | 

......
+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم بهمن 1389ساعت 0:25  توسط شبنم 

+ نوشته شده در  جمعه سوم دی 1389ساعت 11:20  توسط شبنم  | 

 

باران رحمت خدا همیشه می بارد


تقصیر ماست که کاسه هایمان را برعکس گرفته ایم

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم آذر 1389ساعت 20:48  توسط شبنم  | 

هيچوقت شخصيت خودت رو براي كسي تشريح نكن
چون كسي كه تو رو دوست داشته باشه بهش نيازي نداره
و كسي كه ازت بدش بياد باور نمي كنه.
وقتي دائم ميگي گرفتارم،
هيچ وقت آزاد نميشي.
وقتي دائم ميگي وقت ندارم،
بعد هيچوقت زمان پيدا نمي كني.
وقتي دائم ميگي فردا انجامش ميدي،
اونوقت فرداي تو هيچ وقت نمياد



وقتي صبحا از خواب بيدار ميشيم،
ما دوتا انتخاب داريم.
برگرديم بخوابيم و رويا ببينيم،
يا بيدار شيم و روياهامون رو دنبال كنيم.
انتخاب با شماست...



ما كسايي كه به فكرمون هستن رو به گريه مي اندازيم.
ما گريه مي كنيم براي كسايي كه به فكرمون نيستن.
و ما به فكر كسايي هستيم كه هيچوقت برامون گريه نمي كنن.
اين حقيقت زندگيه. عجيبه ولي حقيقت داره.
اگه اين رو بفهمي،
هيچوقت براي تغيير دير نيست.



وقتي تو خوشي و شادي هستي عهد و پيمان نبند.
وقتي ناراحتي جواب نده.
وقتي عصباني هستي تصميم نگير.
دوباره فكر كن..، عاقلانه رفتار كن.
زندگی، برگ بودن در مسیر باد نیست،
امتحان ریشه هاست.!
ریشه هم هرگز اسیر باد نیست.
زندگی چون پیچک است،انتهایش میرسد پیشه خدا

+ نوشته شده در  شنبه هفدهم مهر 1389ساعت 19:44  توسط شبنم  | 

+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم مهر 1389ساعت 22:55  توسط شبنم  | 

به حرمت باران چشمانت سکوتی میکنم به پهنای دلتنگی

به غربتت قسم لب خندان دلیل دل خندان نیست

دلتنگم

دلتنگ اشک

دلتنگ نگاهت

دلتنگ دل مهربانت

دلتنگ ......

+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم مهر 1389ساعت 23:20  توسط شبنم  | 

سفری در پیش است .....

               ومن دلزده در پی یک حس جدید

                                         در پی ...............

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم شهریور 1389ساعت 23:3  توسط شبنم 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه نهم شهریور 1389ساعت 21:7  توسط شبنم  | 

خدایا در این روز مرا از آنان که به تو توکل میکنند قرار بده و از آنان که پیش تو سعادت یافته اند و از نزدیکان درگاه تو هستند قرار بده به حق احسان و بخششت ای خواسته ی نهایی جویندگان

 

+ نوشته شده در  شنبه ششم شهریور 1389ساعت 15:9  توسط شبنم 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم تیر 1389ساعت 14:20  توسط شبنم  | 

  به تو می اندیشم

به نفسهای پر از احساست

به غرورت، به خضوعت

به سکوتی که در آن

نعره عشق ازل پنهان است

به تو می اندیشم

به تو ماه مهتاب

به تو یک اندیشه

به تو سرسبز بهار

که ز خوابم افتاد

به نگارین خوابی

که مرا مجنون کرد

به سپیدی که ز عشق

دل من پر خون کرد

به تو می اندیشم

به تو راز پر غم

به تو یک اندیشه

به تو آن آغازی

که مرا دل دیده

به تو می اندیشم

به تو آن سرو بلند

به تو آن چهره ناز

به تو آن یاس سپید

که بهاری شده است

به تو می اندیشم

به بهارم به بهارم به بهار

به دل ساده مجنون شده ی موسم یار

به تو می اندیشم...

 Way to heaven nature

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم خرداد 1389ساعت 0:8  توسط شبنم  | 

 

 http://i30.tinypic.com/206o7kw.jpg

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1389ساعت 0:37  توسط شبنم 

 

                                                      برای دیدن عکسها کلیک کنید

 

+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم اردیبهشت 1389ساعت 21:23  توسط شبنم  | 

انتهای آبیم را یک نفر دزدید و رفت

یک نفر از رد پای مانده ام ترسید و رفت

تا به آن دم هیچ کس تنهاییم را باور نداشت

یک نفر با یک نظر تنهاییم فهمید و رفت

کس لبان تلخ من را لحظه ای خندان ندید

یک نفر از تلخی لبهای من خندید و رفت

گریه هایم گونه هایم را همان شب زیر باران خیس کرد

یک نفر از خشکی چشمان من گریید و رفت

خواب بودم خواب هایم آبی آبی شدند

انتهای آبیم را یک نفر دزدید و رفت

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم فروردین 1389ساعت 0:23  توسط شبنم  | 

سلام

یه سال دیگه هم داره با تمام خوبیها و بدیهاش تموم می شه

بوی طراوت بهاری را همه جا میشه حس کرد

به امید اینکه همه دوستان با سال جدید دلاشونم بتکونن

سال نو پیشاپیش مبارک باشه 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم اسفند 1388ساعت 10:27  توسط شبنم  | 

گاهی انسان ناگزیر است از گریز

ولی آیا گریزی ناگزیر بهتر از گریز است؟

چی گفتم جمله رو داشتی

ولی دلم می خواست الان یکی بود باهاش حرف می زدم.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم آبان 1388ساعت 21:9  توسط شبنم  | 

یا امام غریب

+ نوشته شده در  جمعه هشتم آبان 1388ساعت 23:52  توسط شبنم